جدال تایتان‌ها: داستان یک دوستی پرهزینه و یک دشمنی پرسروصدا

دنیای سیاست و فناوری همیشه پر از شخصیت‌های قدرتمند بوده، اما به ندرت پیش می‌آید که دو غول با چنین وزن و تأثیری، این‌چنین بی‌پروا به یکدیگر بپرند. از یک سو، ایلان ماسک، مدیرعامل تسلا و اسپیس‌ایکس، مردی که رؤیای سفر به مریخ را در سر دارد و با یک توییت می‌تواند بازارهای مالی را زیرورو کند. از سوی دیگر، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، شخصیتی که تعاریف سیاست مدرن را بازنویسی کرده و پایگاه هوادارانش به وفاداری شهره است.

داستان این دو، روایتی از یک "ماه‌عسل" سیاسی شیرین است که به تلخی یک جنگ لفظی تمام‌عیار ختم شد؛ جنگی که امواج آن نه تنها ثروت شخصی این دو را لرزاند، بلکه شرکت‌های چند صد میلیارد دلاری و حتی امنیت ملی آمریکا را نیز تحت تأثیر قرار داد.1 این فقط یک دعوای شخصی نبود؛ این یک زلزله اقتصادی بود که نشان داد وقتی تایتان‌ها با هم درگیر می‌شوند، زمین زیر پای همه می‌لرزد.

بخش اول: از اتحاد در کاخ سفید تا طلاق در رسانه‌ها

۱. ماه‌عسل سیاسی: وقتی ماسک «یکی از مغزهای بزرگ ما» بود

شاید باورش سخت باشد، اما روزگاری نه چندان دور، ایلان ماسک و دونالد ترامپ متحدانی نزدیک بودند. این اتحاد با حمایت‌های مالی هنگفت ماسک از کمپین انتخاباتی ترامپ در سال ۲۰۲۴ شکل گرفت. ماسک از طریق کمیته اقدام سیاسی (Super PAC) به نام "اَمِریکا پَک"، حدود ۲۷۷ میلیون دلار برای تقویت کارزار ترامپ و دیگر نامزدهای جمهوری‌خواه هزینه کرد. او پس از تلاش برای ترور ترامپ، حمایت قاطع خود را از او اعلام کرد و پلتفرم ایکس (توییتر سابق) را به بلندگوی قدرتمند کمپین بازگشت ترامپ تبدیل کرد.

پس از پیروزی، ترامپ نیز این لطف را بی‌پاسخ نگذاشت. او ماسک را به همراه ویوک راماسوامی به ریاست "دپارتمان بهره‌وری دولت" (DOGE) منصوب کرد؛ نهادی که قرار بود با رویکردی فناورانه، هزینه‌های اضافی دولت فدرال را قیچی کند. ترامپ در آن روزها با افتخار از ماسک به عنوان "یکی از مغزهای بزرگ ما" یاد می‌کرد. این نزدیکی تا جایی پیش رفت که حضور ماسک در مراسم تحلیف ترامپ و حرکتی که برخی آن را به سلام نازی تشبیه کردند، جنجال‌آفرین شد. به نظر می‌رسید یک ازدواج ایده‌آل میان نبوغ سیلیکون‌ولی و قدرت واشنگتن شکل گرفته است. اما هر ماه‌عسلی، پایانی دارد.

۲. «لایحه بزرگ و زیبا»: نقطه‌ای که همه چیز خراب شد

کاتالیزور این جدایی پرسروصدا، یک لایحه قانونی بود: لایحه جامع مالیاتی و هزینه‌های دولت ترامپ که با نام کنایه‌آمیز "لایحه بزرگ و زیبا" شناخته می‌شد.2 ایلان ماسک که ریاست دپارتمان کاهش هزینه‌ها را بر عهده داشت، این لایحه را "یک هیولای نفرت‌انگیز" خواند. او معتقد بود این لایحه پر از زد و بندهای سیاسی است و مسئولیت‌پذیری مالی در آن جایی ندارد.

نگرانی ماسک بی‌دلیل نبود. دفتر بودجه کنگره (CBO) پیش‌بینی کرده بود که این لایحه طی ۱۰ سال، کسری بودجه آمریکا را ۲.۴ تریلیون دلار افزایش خواهد داد. اما یک بند خاص در این لایحه بود که مستقیماً امپراتوری ماسک را هدف قرار می‌گرفت: حذف تدریجی اعتبار مالیاتی ۷۵۰۰ دلاری برای خرید خودروهای الکتریکی جدید پس از سال ۲۰۲۶. این یارانه، اکسیژن حیات‌بخشی برای بازار خودروهای برقی و یکی از ستون‌های اصلی موفقیت تسلا بود.

ترامپ مدعی شد که مخالفت ماسک تنها زمانی آغاز شد که منافع شخصی‌اش به خطر افتاد. اما ماسک اصرار داشت که مشکل او با کل لایحه و تأثیر فاجعه‌بار آن بر اقتصاد کشور است. اینجا بود که اتحاد آن‌ها اولین ترک عمیق خود را برداشت.

۳. جنگ در فضای مجازی: توییت‌ها و تهدیدها

اختلافات به سرعت از راهروهای قدرت به میدان نبرد رسانه‌های اجتماعی کشیده شد. ماسک از پلتفرم ایکس و ترامپ از تروث سوشال برای شلیک به یکدیگر استفاده کردند. ترامپ با لحنی تهدیدآمیز نوشت: "ساده‌ترین راه برای صرفه‌جویی در بودجه ما... قطع یارانه‌ها و قراردادهای دولتی ایلان است."

این یک تهدید توخالی نبود. این حرف، شلیک مستقیم به قلب دو شرکت بزرگ ماسک، یعنی تسلا و اسپیس‌ایکس بود. ماسک نیز ساکت نماند. او در پاسخی تند ادعا کرد که پیروزی ترامپ در انتخابات بدون حمایت او و پلتفرمش ممکن نبوده و حتی به شکلی تلویحی به دخالت ترامپ در پرونده جنجالی اپستین اشاره کرد.

این جنگ لفظی، فوراً به بازار سهام سرایت کرد. پس از تهدید ترامپ، سهام تسلا در یک روز ۱۴ درصد سقوط کرد و بیش از ۱۵۰ میلیارد دلار از ارزش بازار خود را از دست داد؛ بزرگترین ضرر یک روزه در تاریخ این شرکت.3 دیگر مشخص بود که این صرفاً یک اختلاف نظر نیست، بلکه یک جنگ اقتصادی تمام‌عیار است.

بخش دوم: امواج شوک اقتصادی بر امپراتوری ماسک

۱. تسلا زیر آتش: وقتی سهام با توییت سقوط می‌کند

سقوط ۱۴ درصدی سهام تسلا تنها آغاز ماجرا بود. این شرکت از ابتدای سال بیش از ۳۸۰ میلیارد دلار از ارزش بازار خود را از دست داده بود و به بدترین سهم با سرمایه بزرگ در سال جاری تبدیل شد. تحلیلگران که پیش از این نیز نگران ارزش‌گذاری بسیار بالای تسلا (۱۴۰ برابر سود پیش‌بینی‌شده) بودند، حالا یک ریسک جدید را به محاسبات خود اضافه کرده بودند: "ریسک سیاسی".
این درگیری نشان داد که سرنوشت یک شرکت چند صد میلیارد دلاری چقدر می‌تواند به نزاع‌های شخصی مدیرعاملش گره خورده باشد. در بحبوحه این مناقشه، ثروت خالص خود ماسک نیز ۳۴ میلیارد دلار کاهش یافت.4 این یک درس گران‌قیمت برای سرمایه‌گذارانی بود که فهمیدند در دنیای جدید، شخصیت یک مدیرعامل می‌تواند به اندازه ترازنامه‌های مالی، بر ارزش سهام تأثیرگذار باشد.

۲. اسپیس‌ایکس در موقعیت مخاطره‌آمیز: گروگان قراردادهای دولتی

اگر تسلا از این درگیری آسیب دید، اسپیس‌ایکس در معرض یک تهدید وجودی قرار گرفت. این شرکت به شدت به قراردادهای دولتی وابسته است. نگاهی به اعداد، این وابستگی را به خوبی نشان می‌دهد:

  • بیش از ۲۰ میلیارد دلار قرارداد دولتی از سال ۲۰۰۸.
  • حدود ۲۲ میلیارد دلار قرارداد فعال در حال حاضر.
  • پتانسیل رسیدن ارزش کل قراردادها به ۸۹ میلیارد دلار.

اسپیس‌ایکس صرفاً یک پیمانکار دولتی نیست؛ این شرکت "سنگ بنای معماری فضایی آمریکا" خوانده شده است. پرتاب فضانوردان ناسا، مأموریت‌های حیاتی به ماه، ارسال محموله‌های امنیت ملی و پشتیبانی از ایستگاه فضایی بین‌المللی، همگی به اسپیس‌ایکس متکی هستند. این شرکت تنها فضاپیمای عملیاتی آمریکایی با قابلیت حمل انسان (دراگون) را در اختیار دارد.

تهدید ترامپ به فسخ این قراردادها، نه تنها اسپیس‌ایکس را با ورشکستگی مواجه می‌کرد، بلکه کل برنامه فضایی ایالات متحده را با تأخیر، افزایش هزینه‌ها و از دست دادن رهبری در رقابت فضایی جهانی روبرو می‌ساخت. ماسک با اشاره به از رده خارج کردن فضاپیمای دراگون، به نوعی این اهرم فشار را به رخ کشید. اگرچه فسخ کامل قراردادها به دلیل نقش حیاتی اسپیس‌ایکس بعید به نظر می‌رسید، اما همین تهدید کافی بود تا آسیب‌پذیری عمیق این شرکت در برابر بازی‌های سیاسی آشکار شود.

 

بخش سوم: موج‌های گسترده‌تر در اقیانوس اقتصاد

۱. پدیده "کازینوی میم": سرمایه‌گذاری روی شخصیت‌ها

این درگیری، پدیده عجیبی به نام "سرمایه‌گذاری مبتنی بر شخصیت" را برجسته‌تر کرد. دارایی‌های سفته‌بازانه‌ای که به این دو نفر گره خورده بودند، مانند دوج‌کوین (ارز دیجیتال مورد علاقه ماسک) و سهام گروه رسانه و فناوری ترامپ (TMTG)، با هر توییت و هر پست بالا و پایین می‌شدند. با تشدید مناقشه، دوج‌کوین ۱۰ درصد سقوط کرد و سهام TMTG نیز کاهش یافت.

این پدیده که برخی آن را "کازینوی میم" می‌نامند، نشان می‌دهد که بخشی از بازار دیگر به دنبال تحلیل‌های بنیادین نیست. آن‌ها در واقع "برای نزدیکی به شخصیت‌های غالب پول پرداخت می‌کنند". این یک بازی خطرناک بر اساس احساسات و وفاداری‌های شخصی است که این درگیری، ریسک‌های آن را به وضوح به نمایش گذاشت.

۲. آینده انرژی سبز در ابهام سیاسی

این مناقشه، آینده گذار به انرژی سبز در آمریکا را نیز در هاله‌ای از ابهام فرو برد. سیاست‌های کلیدی مانند یارانه‌های خودروهای الکتریکی و قانون کاهش تورم (IRA)، ستون فقرات سرمایه‌گذاری در این بخش هستند. وقتی این سیاست‌ها به ابزاری در یک جنگ شخصی تبدیل می‌شوند، اعتماد سرمایه‌گذاران بلندمدت از بین می‌رود. اگر حمایت سیاسی تا این حد بی‌ثبات و در معرض تغییرات ناگهانی باشد، کدام شرکت جرئت سرمایه‌گذاری‌های چند میلیارد دلاری و چند ساله در بخش انرژی پاک را خواهد داشت؟ این درگیری می‌تواند اثر بازدارنده‌ای بر گذار به اقتصاد سبز داشته باشد؛ گذاری که برای موفقیت به شدت به ثبات سیاسی متکی است.

تحلیل نهایی: درس‌هایی از یک نبرد پرهزینه

مناقشه ماسک و ترامپ چیزی فراتر از یک درگیری شخصی بود. این رویداد، درس‌های مهمی برای دنیای تجارت و سیاست به همراه داشت:

  • ریسک درهم‌تنیدگی عمیق: این ماجرا خطرات وابستگی شدید شرکت‌ها به قراردادها و یارانه‌های دولتی را آشکار کرد و نشان داد که چگونه این وابستگی می‌تواند به یک شمشیر دولبه تبدیل شود.
  • عصر "مدیرعامل سلبریتی": این درگیری یک بعد جدید از ریسک را به نمایش گذاشت. در دنیای امروز، برند شخصی و فعالیت یک مدیرعامل مشهور در رسانه‌های اجتماعی می‌تواند به محرک اصلی هم برای خلق ارزش‌های عظیم و هم برای تخریب‌های فاجعه‌بار تبدیل شود، حتی اگر بنیان‌های شرکت تغییری نکرده باشد.
  • خطر تقلیل مسائل پیچیده: بزرگترین خطر شاید این باشد که چنین درگیری‌های شخصی، بحث‌های اساسی و پیچیده در مورد سیاست‌های اقتصادی حیاتی (مانند کسری بودجه یا گذار انرژی) را تحت‌الشعاع قرار دهند و آن‌ها را به یک دعوای ساده تقلیل دهند.

هرچند گزارش شده است که دستیاران ترامپ برای کاهش تنش‌ها با ماسک تماس گرفته‌اند، اما زخم‌های این نبرد ممکن است به این زودی‌ها بهبود نیابد. این جدال تایتان‌ها یک داستان هشداردهنده برای عصر ماست؛ داستانی که نشان می‌دهد در نقطه تلاقی فناوری، سیاست و شخصیت‌های بزرگ، هر چیزی ممکن است، حتی یک سقوط ۱۵۰ میلیارد دلاری در یک روز.